السيد علي الحسيني الميلاني

347

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

چنان كه پيشتر گفتيم ، حق ستيزان براى مخفى نگاه داشتن حقيقت از هيچ اقدامى فروگذار نمىكنند و حتى در اين راه از جعل و نسبت دادن احاديث به راويان نيز ابائى ندارند . اينان گاه احاديث بسيار معتبر و روشن را به بهانهء شيعه بودن راوى طرد مىكنند و گاهى نيز اقوال مطرود و ضعيفى را كه به همان راوى منتسب است ، شاهدى بر ادعاى خود مىگيرند . به عنوان نمونه در حديث ثقلين خدشه مىكنند به اين بهانه كه يكى از رجال سند آن « عطيه » است . در اين جا عطيه را رافضى و ضعيف معرفى مىكنند ، امّا دربارهء شأن نزول آيه ولايت حديثى را جعل و به وى منتسب ساخته و به عنوان معارضى با احاديث نزول آيه دربارهء اميرالمؤمنين عليه السلام به آن استناد مىكنند ! و يا اين احاديث را كه در صحت سند آن‌ها شكّى وجود ندارد با حديث راوى و ناقلى هم‌چون عكرمهء بربرى ردّ مىكنند ! آيا به راستى قول عكرمه را - كه بر اساس مبانى رجالى خود اهل تسنّن ، غير ثقه است - مىتوان در مقابل قول مشهورِ غالب اخباريين قرار داد ؟ آيا به صِرف يك نقل مرجوح و ضعيف از عكرمه و حسن بصرى ، مىتوان اجماع مفسّران را ناديده گرفت ؟ ! حاكم حسكانى ، روايات مربوط به نزول آيهء ولايت دربارهء اميرالمؤمنين عليه السلام را با اسانيد فراوان از صحابه و طبقات ديگر مطرح ساخته و در اين ميان ، شعر حسّان بن ثابت را در اين باره بيان كرده ، مىنويسد : أبا حسن تفديك نفسي ومهجتي * وكل بطىء في الهدى ومسارع أيذهب مدحي والمحبر ضائعا * و ما المدح في جنب الإله بضائع وأنت الذي أعطيت إذ كنت راكعاً * زكاتا فدتك النفس يا خير راكع فانزل فيك اللَّه خير ولاية * فبيّنها في نيّرات الشرائع « 1 »

--> ( 1 ) . شواهد التنزيل لقواعد التفضيل : 1 / 236 .